اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً         www.Ababil.ir      

اخبار، تحلیل ها و رهنمودها

 ميراث خواران دروغين شريعتي shariati.jpg
ادامه مطلب...
 
feramason.jpg فراماسونري:آرزوي مرگ بشريت
ادامه مطلب...
 
 sehyonism.jpg چشم‌انداز فروپاشي اسرائيل  
ادامه مطلب...
 

نظر سنجی

كدام يك از روشهاي زير باعث ترويج بهتر حجاب مي شود؟
 

اوقات شرعی



نرم افزارهای مذهبی

کتب الکترونیک

.

19 شهریور 1389 ساعت 07:39

خروجی سایت

بازدیدکنندگان آنلاین

حاضرین در سایت : 4 نفر مهمان

آمار بازدیدها

بازدیدکنندگان: 237396
 
 
كجايند تكذيب كنندگان نامه هاي محرمانه
aghajani-siavash.jpgسياوش آقاجاني

كمي قبل تر مقاله اي نوشتم با عنوان نامه هاي محرمانه از پس نامه هاي سر گشاده، كه اين نامه ها از طرف بعضي تكذيب شد، حال فارغ از اينكه در آن موقع نامه سرگشاده اي از طرف آقاي خاتمي نوشته شده بود يا نه، همين گلايه ايشان از مقام معظم رهبري كه چرا نامه ايشان افشا شده است، را بر اثبات مدعايم كافي مي دانم. اينك ضمن پافشاري بر همان مقاله، چند خطي از يك دنباله روي ولايت انقلاب، خطاب به امامت اصلاحات مي نويسم.<**ادامه مطلب...**>

زماني كه اينجانب اولين سخنراني انتخاباتي آقاي خاتمي را بدون هيچ پيش داوري، در مسجد قباي شيراز و در محضر آيت الله سيد علي محمد دستغيب شنيدم، 19 ساله بودم و ترم اول دانشگاه، كه باعث شد از هم آنجا خطم را از ايشان جدا كردم. اگر خودشان و حاضران يادشان باشند، آن موقع ايشان در مقام شهيد سخن گفت و اينكه هر كسي كه قصد خدمت واقعي داشته باشد، چنين مقامي دارد، ايشان فكر مي كردند، كسي به صرف ادعاي نيت خدمت، مقام شهيد پيدا مي كنند، نمي دانم بعد از رسيدن به وقت عمل با آنهمه خلوص، ايشان چه مقامي را براي خود متصور بود. از همانجا بقيه سخنرانيشان را با اكراه و در حيات همان مسجد گوش كردم. يادم است كه آن موقع شعار اصلي طرفدارانشان، سه سيد فاطمي بود همان كه مسراع بعدش، خميني و خامنه اي و خاتمي بود. يادم هست كه در دو دوره انتخابات و 8 سال رياست جمهوريش دكتر دكتر بود كه از دهان طرفدارنش نمي افتاد و كسي هم كاري به افتخاري بودن دكترايش نداشت.

 هشت سال را ايشان با نهيب هاي رهبر در مورد خدمت به مردم و معيشت آنان سپري كرد و در دفاع مي گفت كه مردم براي آزادي به من راي داده اند نه اقتصاد. هشت سال تعهدي مهمتر از به راه انداختن دعواهاي ژورناليستي در مطبوعات زنجيره اي از ايشان نديدم. ايشان با شعار حقانيت برداشتهاي متضاد از دين، عملا دين را چيزي شخصي و غير قابل استناد معرفي نمود و به همراه ايدوئولوگ هاي ديگر جريان، مسير سكولاريزه كردن را در پيش گرفت. در راستاي اين فرايند، در هر مسئله اي با مقام ولايت به نزاع مي پرداخت و بجاي اطاعت اين نزاعها را به ديكتاتوري تعبير مي نمود.

 ايشان ضمن اينكه احساس تكليفي در زمينه معيشت مردم نمي نمود، هر جا كه مورد بازخواست قرار مي گرفت، علنا بهانه مي گرفت كه نمي گذارند من كار كنم و اين حرف آنهم در زماني كه مجلس نيز كاملا با دولت هاي اصلاحات همكاري داشت، هرگز مرا توجيه نمي كرد. آن هنگام كه اين جريان در برابر نهيب هاي آمريكا و اروپا در خصوص انرژي هسته اي و حمله به عراق، يكي يكي سنگرها را واگذار مي نمود. از تبري و شعار مرگ بر آمريكا و انگليس پرهيز مي كرد، ولي فحاشي به رييس جمهور وقت را حتي در حضور خودش تخطئه نمي كرد.

خوش پوش بود و هميشه كفش پاشنه بلند و محاسن از دوطرف چانه رنگ كرده اش براه بود، سفرهاي مورد افتخار خودش و طرفدارانش سفرهاي به اروپا بود. وزرا و دوستان و همسفرانش نيز، يا اكنون جزء توابين هستند و يا در آن سوي مرزها، انقلاب، امام، اسلام و رهبر را در معيت بني صدر و شاهزاده به تعارض مي كشند. هشت سال به آقاي هاشمي، عاليجناب خاكستري پوش گفتند و كتابها نوشتند و آنگاه سر قدرت و فرار از حذف توسط مردم، با هم به تفاهم رسيدند.

ايشان اگر از حسين (ع) هم صحبت مي كرد، تنها يك حسن او را تمجيد مي كرد و همان را نيز از آزادگي به آزادي تحريف مي نمود. مدينه فاضله اش، جامعه مدني بود، مردم مدينه فاضله اش، مومنان نبودند، شهروند بودند، برايش صهيونيست و بهايي هر دو شهروند درجه يك تلقي مي شدند، به خودي و غير خودي حساسيت داشت، از بس كه غير خودي بود.

با بانوان ايتاليايي دست داد و فيلم و عكسش را انكار كرد. دست و بازوي خانم هاي جوان را فشرد و اصلا نياز به انكار نديد، با جورج سورس ديدار كرد و انكار كرد، در مورد آذري ها جك گفت و انكار كرد، خط دهنده به موسوي و كروبي بود و ناگاه در مقام تخطئه آنها درآمد، آنطور كه صادق اصلاحات، شيخ مهدي را نيز به واكنش واداشت. اخطارهاي شفاهي و تهديدهاي علني نمود و بعد نامه محرمانه نوشت، تازه همان را نيز انكار كرد. بعد هم كه نوشتن نامه را قبول كرد، تازه طلبكار شد و گلايه كرد كه چرا نامه ام علني شده؟ خدا مي داند كه همين آقاي خاتمي و دوستانش، چقدر سعي كردند تا اين كشور را به سمت سكولار كردن بكشانند، خدا شاهد است كه در جلسات خصوصيشان، چه ترفندها زدند كه ولايت را از نظام و مردم بگيرند، خدا مي داند كه چقدر سعي كردند، دين را از حالت علمي به حالت عوامي برسانند تا مرجع تقليدشان آقاي دكتر الهي قمشه اي باشد كه مباني اسلامش بيشتر به مباني مسيحيت نزديك باشد. خدا مي داند كه چقدر خون جگر خورديم تا نكند، رهبري را بشكنند، كه البته قلبش را شكستند ولي الحمدلله پشتش را نه، چرا كه: هر آن شمعي كه ايزد برفروزد، هرآن كس فوت كند ريشش بسوزد.

اين جريان از اينكه كشور در فشار آمريكا و غرب تاب نياورد، از اينكه مردم خسته و نا اميد شوند، از اينكه مردم بيگانه را معتمدتر بدانند، از اينكه رضايت بيگانه را از رضايت خدا مهمتر بداند، خوشحال مي شود، كس نگويد نه!!! كه در همين يكسال هركار كردند كه مردم را نااميد و خسته كنند، هر كار كردند تا بيگانه را به فشار بيشتر رضايت دهند، هر كار كردند كه مردم به رسانه هاي انگليسي و آمريكايي اعتماد داشته باشند، كاري كردند كه دوباره صحبت از تحريم و فشار به ميان آيد، كاري كردند كه حرمت شكن لقب خداجو پيدا كند، كاري كردند كه دشمن به شكست كشور اميدوار و به فكر افزايش بودجه براي جنگ نرم بيافتد.

كار اين جريان كه شعار سياست خارجي اش اين بود كه چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرامست، اين بود كه آسته برو آسته بيا كه گربه شاخت نزنه، اين بود كه گفتگوي تمدنها كنيم گل بگيم گل بشنويم، به آنجا رسيد كه شعار نه غزه نه لبنان سر دهد، به آنجا رسيد كه ديگر اسلام را باهر قرائتي از جمهوري كنار گذارد و شعار جمهوري ايراني سردهد، به آنجا كه براي قانون اساسي، ولايت و مردم تكليف روشن كنند.

اينك همه اين آتش سوزاندها، همه اين خود بزرگ بيني ها، همه اين تكبرها، به آنجا رسيده است كه نامه محرمانه بنويسند و از افشاي آن احساس حقارت كنند! ولي نه!! پيش اين ملت، كسي كه براي اين انقلاب، امام و رهبرش، آبروداري نكرده است، آبرويي ندارد چه نامه محرمانه اش فاش شود و چه فاش نشود. اين جريان با اين مختصاتي كه خود طي بيش از يك دهه فعاليت اعلام نموده است، مرده و كسي را تهمت قتل زدن سزا نيست، اين جريان سالهاست كه در هيچ انتخاباتي از شورا تا مجلس و تا رياست جمهوري، راي نياورده است و اقل همان را هم كه آورده است ديگر نمي تواند بياورد، البته اينان دير باورند و شايد هنوز 9 دي را باور نمي كنند، 22 بهمن را با چشم بسته و بدون اينكه خود را به خواب زده باشند، ببينند و باور كنند و البته شايد دوباره از عصبانيت ملت را به سانديس دوستي و نظام را به سانديس محوري متهم كنند.

كه البته خدا را شكر كه رهبري دلشان به وسعت درياست و در حالي كه فرياد وا اماما و وا اسلاماي ما درآمده بود، اين همه نفاق را ديدند و تحمل كردند تا هوشمندترين جبهه نفاق پس از انقلاب، براي مردم آشكار شود، همانگونه كه امام تحمل كردند تا نفاق بني صدر آشكار شود، البته رهبر معظم مثل ما نيستند كه فقط ريزش را مي بينيم و از رويش غافليم، اين انقلاب و رهبريش مورد توجه خدا و خليفه اش قرار دارند و خودشانند كه نقصانها را جبران كرده اند و مي كنند، ان شاءالله.
 
 
 

آخرین اخبار

سایر رسانه ها

وبلاگها و سایتها

دانشجو نيوز (390)
پايگاه اطلاع رساني دفتر امام جمعه بوشهر (296)
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه اي (354)
پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری (289)
پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مکارم شیرازی (316)
پایگاه اطلاع رسانی حضرت آيت الله نوري همداني (196)
پايگاه اطلاع رسانى حضرت آيت الله سيستانى (237)
پايگاه اطلاع رساني حضرت آيت الله مصباح يزدي (281)
پايگاه شهيد مطهري (265)
جانا (419)
تبیان (502)
نواي جنوب (383)
صرير نيوز (280)
راز نيوز (521)
ريز نيوز (232)
دير نيوز (312)
ديار نيوز (678)
كنگان نيوز (785)
دفتر امام جمعه برازجان (910)
جويا نيوز (1430)
ارم نيوز (2123)
سوك (2643)
رجا نيوز (3035)
بصيرت (3529)
بسيج نيوز (3761)
پخش زنده سيماي قرآن (3719)
پخش زنده شبكه خبر (3843)
پخش زنده شبكه سه سيما (3822)
پخش زنده شبكه دو سيما (3821)
پخش زنده شبكه يك سيما (3857)
استانداري بوشهر (3824)
پايگاه اطلاع رسانى الشيعه (3804)
پايگاه اهل البيت (3769)
پايگاه اطلاع رساني حضرت آيت الله العظمي سبحاني (3886)
پایگاه اطلاع رسانی رياست جمهوري اسلامي ايران (225)

دیگر پایگاهها

ababil-new2.jpg
leader.jpg
 khameneei.jpg
president.ir.jpg
basij_news.jpg
nahal-news.jpg
basirat.jpg
sarir-news.jpg
  diar-news2.jpg